السيد الطباطبائي

173

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ترجم حديث : امام صادق ( ع ) در رساله ( نامه ) اى به اصحاب رأى و قياس ، نوشته است : اما بعد ، كسى كه ديگرى را به وسيل عمل به رأى و قياسات ، بر دين خود دعوت كند ، كارش غير منصفانه و خودش به نصيب دين خود نرسيده است . زيرا همان شخص دعوت شده نيز خالى از رأى گرائى و قياسات نيست . آن گاه كه دعوت كننده قوى تر از دعوت شونده ، نباشد و اطمينانى نيست كه خود دعوت كننده ( گرچه پس از مدتى ) به فرد دعوت شونده محتاج نباشد . ديده ايم كه بسا وقت ، شاگرد كوشا پس از مدتى بر معلم خود فائق آمده است . و ديده ايم كه بسا وقت ، معلم دعوت كننده در رأى خود به رأى آن كس كه دعوت كرده ، نيازمند شده است . و در همين نكته ، نادانان حيران شدند و اهل ريب دچار شك شدند و اهل ظنّ به ظن گرائيدند . و اگر چنين چيزى در نظر خداوند جايز بود ، پيامبران را با آن چه ( از علوم ) كه فيصله دهنده ( مسائل ) هستند مبعوث نمى كرد . و از هزل ( بيهوده گوئى و سخن غير جدّى ) نهى نمى كرد « 1 » ، و نادانى را نكوهش نمى كرد . ليكن وقتى كه مردم حق را سبك شمردند ، و نعمت ( رسالت و امامت ) را كوچك شمردند ، با پرداختن به جهل خود و تدبيرهاى شان ، نسبت به علم الله احساس بى نيازى كردند ، و با واگذاشتن پيامبران خدا و بر پادارندگان امر خدا ( ائمّه - ع - ) ، به آن گرايش خود بسنده كردند . و گفتند : هيچ چيزى نيست مگر آن چه عقل ها و قوّ تشخيص ما آن را درك مىكند

--> ( 1 ) - اشاره به آيه 13 و 14 سوره طارق است « إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ - وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ » : قرآن قول فصل است - و آن هزل نيست .